اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
500
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
اصلاح كرد و رهسپار شد و منكجور فرغانى خالوى فرزندان خود را جانشين گذاشت و در سامره بر معتصم وارد شد ، پس فرماندهان و مردم چندين منزل باستقبال وى شتافتند و در دوم صفر سال 223 در حالى كه بابك پيش روى او سوار فيل بود ، وارد سامره شد تا بر معتصم در آمد ، معتصم دستور داد تا دو دست و دو پاى بابك را بريدند و سپس او را كشت و در سامره بدار زد و برادرش عبد الله را به بغداد فرستاد تا اسحاق بن ابراهيم او را كشت و در طرف شرقى بغداد بر سر پل بدار آويخت . هنگامى كه افشين به آذربايجان آمده بود ، محمد بن سليمان ازدى سمرقندى را حكومت ارمنستان داده بود ، و از طرفى سهل بن سنباط در ران ياغى شده و بر آن ناحيه دست يافته و داخل آن بلاد شده بود ، پس سهل بر محمد شبيخون زد و او را شكست داد ، و نيز محمد بن عبيد الله ورثانى در ورثان ياغى شد و افشين منكجور را بر سر او فرستاد تا با وى بجنگد و على بن يحيى ارمنى درباره او شفاعت كرد تا معتصم او را امان داد ، پس على بن يحيى او را آورد ، سپس افشين محمد بن خالد بخاراخذاه را حكومت ارمنستان داد و چون وارد شد با صناريه جنگيد و رهسپار تفليس شد ، پس اسحاق بن اسماعيل با وى نيكى كرد و او را صله داد ، سپس حكومت ارمنستان را به على بن حسين بن سباع قيسى داد و مردم ارمنستان او را چنان زبون شمردند كه از ناتوانى و زبونى « يتيم » ناميده مىشد . پس معتصم خالد بن يزيد را والى ارمنستان و ناحيه اى از ديار ربيعه قرار داد و چون خبرش به ارمنستان رسيد هر رئيسى كه آنجا بود متحصن گشت و سخت از وى بيمناك شدند و راه نافرمانى را در پيش گرفتند ، و چون منصور بن عيسى سبيعى عامل بريد ارمنستان ( گزارش ) آن را به معتصم نوشت ، معتصم خالد را باز گردانيد و دستور داد تا على بن حسين بر سر كار باشد ، ليكن چند روزى بيش نكشيد كه سپاهيان در برذعه بر وى فتنه انگيختند و جيره هاى خود را مطالبه